یهودیان و گسترش بابی گری و بهایی گری

یهودیان و گسترش بابی گری و بهایی گری

پدیده «یهودیان مخفی» (انوسی ها) و نقش ایشان در پیدایش و گسترش بابی گری و بهایی گری عامل مهمی در تحولات معاصر ایران است .
طبق برسی، گسترش سریع بابی گری و بهایی گری و به ویژه نفوذ منسجم و عمیق ایشان در ساختار حکومتی قاجار، از دوران مظفرالدین شاه، بدون شناخت این پیوند غیرقابل توضیح است.
در بررسی تاریخ پیدایش و گسترش بابی گری در ایران، نمونه های فراوانی از گروش یهودیان جدیدالاسلام به این فرقه مشاهده می شود که به رواج دهندگان اولیه بابی گری و عناصر مؤثر در رشد و گسترش آن بدل شدند. می دانیم که بابی گری را یک یهودی جدیدالاسلام ساکن رشت، به نام «میرزا ابراهیم جدید»، به سیاهکل وارد کرد. [تاریخ ظهور الحق، ج ۸، ق ۲، ص ۸۹۴٫] و نیز می دانیم اولین کسانی که در خراسان بابی شدند یهودیان جدیدالاسلام مشهد بودند. معروف ترین ایشان ملا عبدالخالق یزدی است که ابتدا در یزد اقامت داشت. او از علمای دین یهود بود و پس از مسلمان شدن در زمره اصحاب مقرب شیخ احمد احسایی جای گرفت و احسایی هفت سال در خانه ی وی سکونت داشت. ملا عبدالخالق یزدی سپس به مشهد مهاجرت کرد، در صحن حضرت رضا (ع) نماز جماعت و بساط منبر و وعظ برقرار نمود و به نوشته مهدی بامداد به یکی از «علمای طراز اول مشهد» بدل شد. [میرزا جانی کاشانی، صص ۱۰۱ و ۲۰۳، مهدی بامداد. شرح حال رجال ایران، ج ۱، ص ۳۸۲ ] گوبینو می نویسد: «[ملا عبدالخالق یزدی] از شاگردان شیخ احمد احسایی بود… و از حیث مقام علمی و فضایل شهرت زیادی داشت و در انظار عامه احترام و اعتباری پیدا کرده بود». [۴ تاریخ ظهور الحق، ج ۸، ق ۱، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۲٫  ] .
یهودیان مشهدی که تعداد ایشان در سال ۱۸۳۱ حدود دوهزار نفر گزارش شده، در سال ۱۸۳۹ م. اندکی پس از استقرار کمپانی ساسون در بوشهر و بمبئی، پنج سال پیش از آغاز دعوت علی محمد باب، به طور دسته جمعی مسلمان شدند بی آنکه هیچ فشاری بر ایشان باشد و کدخدای ایشان، به نام ملامشایخ، به ملامهدی و خاخام ایشان، به نام ملا بنیامین یزدی، به ملا امین تغییر نام داد. گروهی از جدید الاسلام های مشهد در سلک اهل تصوف بودند و به ترویج افکار میرزا ابوالقاسم سکوت شیرازی به عنوان مرشد خود می پرداختند. [Thomas A.Timberg[ed]. Jews in India, India, Vikas publishing House, 1986. pp. 205.229] گروهی از آنان به بابی گری پیوستند و بعدها نقش فعالانه ای در گسترش بهایی گری بر عهده گرفتند. [تاریخ ظهورالحق، ج۸، ق۱، صص ۲۵۱ – ۲۵۲٫  ] .
گروش این یهودیان به اسلام واقعی نبود و ایشان به طور پنهان یهودی بودند. «دایرهالمعارف یهود» پدیده جدیدالاسلام های مشهد را در ذیل مدخل «یهودیان مخفی» مطرح کرده نه در مدخل «مرتدین» [Judaica, vol. 5, p. 1146] و در جای دیگر تصریح می کند که آنان به عنوان «یهودیانی در لباس اسلام» به حیات خود ادامه دادند. [     ibid. vol. 2. p.211.] والتر فیشل، محقق یهودی، می نویسد که این جدیدالاسلام ها همچنان مخفیانه به دین یهود پایبند بوده و هستند. [   Walter j. Fischel. “Seeret Jews of Persia”, Commentary, No. 8, p. 1357  ] فیشل این مطلب را در سال ۱۳۲۸ عنوان می کند. به عبارت دیگر، در طی دوران طولانی ۱۱۰ ساله ای (۱۸۳۹ ـ ۱۹۴۹) که از مسلمان شدن این یهودیان می گذشت، اینان همچنان در خفا یهودی بودند.
از جمله این یهودیان مشهدی فردی به نام ملا ابراهیم ناتان را می شناسیم که رهبری یک شبکه فعال اطلاعاتی انگلیس را در منطقه بر عهده داشت و در سال ۱۸۴۴ (سال آغازین دعوی باب) به بمبئی مهاجرت کرد. توماس تیمبرگ می نویسد: ملا ابراهیم ناتان، به سان یهودیان بغدادی (ساسون ها و بستگان و کارگزاران ایشان) «دارای پیوندهای قوی» با جامعه یهودی خراسان بود و نیز دارای پیوندهای قوی با حکومت بریتانیا. [Timberg, ibid. p. 275.]  «دایره المعارف یهود» تصریح می کند که ملا ابراهیم ناتان رهبری یهودیان بخارایی، افغانی و ایرانی مقیم بمبئی را بر عهده داشت و «نقش مهمی در جنگ اول انگلیس و افغان ایفا نمود». صرف نظر از انوسی ها (یهودیان مخفی)، نقش یهودیان علنی در ترویج و گسترش کمی و کیفی بابی گری و بهائی گری نیز چشم گیر است. اسماعیل رائین در واپسین کتابش، که در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران منتشر شد، می نویسد: «بیشتر بهائیان ایران یهودیان و زردشتیان [۷,۱۹۴۹, pp. 28-33.] هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده اند در اقلیت می باشند. اکنون سال هاست که کمتر شده مسلمانی به آنها پیوسته باشد…» [رائین. انشعاب در بهائیت، ص ۳۰۲٫] سال ها پیش از رائین، در اوایل حکومت رضا شاه، آیتی نظر مشابهی ابراز داشت و به سلطه یهودیان بر جامعه بهائی ایران اشاره کرد: «این بشارتی است برای مسلمین که بساط بهائیت به طوری خالی از اهل علم و قلم شده که زمام خامه را به دست مثل حکیم رحیم و اسحاق یهودی و امثال او داده اند». [آیتی، کشف الحیل، ج ۲، ص ۱۴۴٫  ] رائین می نویسد:
بهائیان از بدو پیدایش تا به امروزه همواره از جهودان ممالک استفاده کرده آنها را بهائی کرده اند. می دانیم که ذات یهودی با پول و ازدیاد سرمایه عجین شده است، یهودیان ممالک مسلمان، که عده کثیری از آنها دشمن مسلمانان هستند و همه جا در پی آزار رسانیدن و دشمنی با مسلمین می باشند، خیلی زودتر از مسلمان به بهائیت گرویده اند و از امتیازهای مالی بهره فراوان برده و می برند و مقداری نیز به مرکز بهائیت (عکا) می فرستند. [انشعاب در بهائیت، ص ۱۷۱ ] حسن نیکو، مبلغ پیشین بهائی، نظری مشابه دارد و می نویسد:
طبقه دیگر [بهائیان] یهودی هستند که با چه بغض عناد به اسلام معروف اند… در چنین صورتی اگر کسی علمی بلند کند که با عث تفریق و تشتت جمعیت اسلام شود و سبب تفریق مسلمین گردد، البته دشمن… دلشاد گردیده وی را استقبال می کند… [یهودیان] در دخول در مجامع و محافل بهائیان سه فایده مسلم برای خود تصور داشته: اول آنکه لااقل سیاهی لشگر دشمنی می شود که بر ضد اسلام قیام کرده و رایت تشتت و تفریق را بلند نموده است؛ دوم آنکه از مسئله اجتناب و دوری که در مسلمین نسبت به یهود بود مستخلص می شوند و با آنها معاشرت می کنند، بلکه وصلت می نمایند؛ سوم آنکه اگر غلبه و قدرت با بهائیان گردد عجالتا خودی در حزب آنان وارد کرده باشند…. [فلسفه نیکو، ج ۱، صص ۸۱ ـ ۸۲ ]

نمونه دیگر، گروش یهودیان به بابی گری و بهائی گری در کاشان است. از جمله یهودیان سرشناس کاشان که بهائی شدند و خاندان های ثروتمند و پرشماری بنیاد نهادند، باید به افراد زیر اشاره کرد: آقا یهودا نیای خاندان میثاقیه، ملاربیع که نام خاندان وی ذکر نشده، حکیم یعقوب نیای خاندان برجیس، میرزا عاشور (آشور) و برادران و خواهرش که خانواده های پرجمعیت ساجد و ماهر و وحدت و غیره از نسل ایشان است. حکیم فرج الله نیای خاندان توفیق، میرزا ریحان (روبین) نیای دو خاندان ریحانی (از نسل پسری) و روحانی (از نسل دختری) ملا سلیمان و میرزا موسی و میرزا اسحاق خان نیاکان خاندان های متحده و اخلاقی، میرزا یوسف خان نیای خاندان یوسفیان [تاریخ ظهور الحق، ج ۹، ق ۲، صص ۷۰۰ ـ ۷۱۶٫] (به سبب سکونت اعضای این خاندان ها در همدان و کاشان، برخی از ایشان همدانی نیز به شمار می روند). در همدان نیز وضعی مشابه با کاشان دیده می شود. حسن نیکو می نویسد: «در همدان، که مرکز مهم بهائیان است، به استثنای سه چهار نفر همگی یهودی بهائی شده هستند «و همان کلیمی ها، که بهائی شده اند، زمام امور را به دست گرفته هر اقدامی که مخالف روح اسلامیت است می کنند و همیشه به آن سه چهار نفری که، به اصطلاح خودشان، بهائی فرقانی هستند طعن می زنند و آنان را در هیچ محفل رسمی عضویت نمی دهند». [فلسفه نیکو، ج ۱، ص ۱۹] .
تعداد زیادی از خانواده های بهائی همدان از تبار حاجی لاله زار (العازار)، یهودی همدانی، هستند. او نیای دو هزار نفر یهودی، مسیحی و بهائی است. یکی از پسران او مسیو حائیم است که مسیحی شد. دیگری به نام دکتر موسی خان (حکیم موشه) نیز مسیحی شد. یکی از پسران دکتر موسی خان به نام حکیم هارون یهودی است. خانواده گوهری از نسل ابراهیم، یکی دیگر از پسران حاجی لاله زار است. خانواده ی گرانفر، از نسل موشه پسر دیگر حاجی لاله زار، بهائی است. حاجی میرزا یوحنا پسر حافظ الصحه بهائی است. آقا یعقوب لاله زاری یهودی است. حاجی یهودا (حاجی شکرالله جاوید) بهائی است. حاجی میرزا اسحاق یهودی است. دکتر یوسف سراج بهائی است. حاجی میرزا طاهر، پدر دکتر نصرالله باهر، بهائی بود. حاجی سلیمان، پسر حاجی لاله زار، مسیحی بود. عزرا، پسر ارشد حاجی لاله زار، یهودی بود. او نیای خانواده های رسمی و کیمیابخش است. حکیم موشه پدر دکتر داوود یهودی بود. روبن پسر آقا عزرا نیز یهودی بود. او پدر نجات رابینسن است. حاجی العازار شوشتی یهودی بود. عطاءالله خان حافظی، پسر میرزا یوحنا، یهودی بود. نورالله احتشامی، پسر دکتر داوود مسیحی بود. Houman Sarshar[ed]. Eathers Children: A Portrait Pf Iranian Jews. USA. CA. The Conter For Iranian Jewish Oral History, 2002. p. 201 ] . وضعی مشابه با شیراز و مشهد و کاشان و همدان را در اراک [همان، ج ۸، ق ۱، ص ۲۷۳] و تربت [همان، ص ۲۴۲] و رشت [همان، ج ۸، ق ۲، ص ۷۶۵٫] و سایر نقاط ایران و حتی سیاهکل [میرزا یحیی، میرزا خلیل و آقاخان اسرائیلی سیاهکلی. (همان، ص ۷۷۵).] می توان دید. در تهران نیز جمع قابل توجهی از یهودیان بهائی شده وجود داشت. بعدها در دوره ی پهلوی، گروهی از ثروتمندان خاندان های یهودی ـ بهائی سراسر ایران در تهران مجتمع شدند و شبکه ای متنفذ و مقتدر پدید آوردند که در قلب آن خاندان های آزاده، اتحادیه، اخوان صفا، ارجمند، برجیس، برومند، جاوید، حافظی، حقیقی، حکیم، شایان، صمیمی، عزیزی، عهدیه، فیروز، لاله زار، لاله زاری، مؤید، ماهر، مبین، متحده، متحدین، مجذوب، معنوی، ملکوتی، میثاقیان، میثاقیه، نصرت، وحدت، یوسف زاده برومند، یوسفیان و غیره جای داشتند. در اواسط دوران سلطنت رضا شاه (۱۳۱۲) افرادی چون میرزا اسحاق خان حقیقی، یوسف وحدت، عبدالله خان متحده، جلال ارجمند و اسحاق خان متحده (یهودیان بهائی شده) متنفذان سران جامعه بهائی تهران بودند. [انشعاب در بهائیت، صص ۲۶۶ ـ ۲۶۷٫ گروش یهودیان به بهائیت و تلاش برای تبدیل این فرقه به یک دین متنفذ جهانی به ایران محدود نیست و در سایر کشورها، به ویژه در اروپا و ایالات متحده آمریکا، نیز یهودیان و یهودیان مخفی (به ظاهر مسیحی) به این فرقه پیوستند. نامدار ترین ایشان هیپولت دریفوس است. دریفوس نقش مهمی در گسترش و تقویت بهائیت ایفا نمود. او در حوالی سال ۱۳۱۷ هـ. ق. بهائی شد و در سال ۱۳۱۸ هـ. ق. در ۷۰ سالگی در پاریس در گذشت. دریفوس در سال ۱۳۱۸ هـ. ق. به عکا رفت و مدتی با عباس افندی بود. [تاریخ ظهور الحق، ج ۸، ق ۲، صص ۱۱۸۴ ـ ۱۱۸۵] شناخت نام های به ظاهر مسیحی اروپاییان و آمریکاییان بهائی شده دشوار است ولی خانم پولاک را نیز می شناسیم که بهائی شد و آسیه نام گرفت. [  همان، ص ۱۱۹۹] این خانم نیز، چنان که نام او نشان می دهد، به یکی از خاندان های زرسالار یهودی (خاندان پولاک) تعلق داشت. [زرسالاران، ج ۲، صص ۱۳۳ ـ ۱۳۵] . براساس چنین بستر و با اتکا بر چنین حمایت هایی است که بهائی گری در طول بیش از یک قرن فعالیت خود در ایالات متحده آمریکا [گوهر یکتا، ص ۲۷۵] به سازمانی بسیار متنفذ هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، در این کشور بدل شد. مرکز بهائیان جهان در آوریل ۱۹۸۵ تعداد اعضای این فرقه در کل قاره آمریکا را ۸۵۷ هزار نفر اعلام کرده است. [Iranica, vol. 3, p. 450] بخش مهمی از این گروه بهائیان ایرانی مهاجر در سال های پس از انقلاب اسلامی هستند و بخشی بهائیان ایرانی که در طول یکصد سال اخیر به تدریج به ایالات متحده و سایر کشورهای قاره آمریکا مهاجرت کردند. صرف نظر از جمعیت کثیر بهائیان آمریکا، به نفوذ این فرقه در نهادهای دانشگاهی و پژوهشی ایالات متحده آمریکا، که به حاکمیت ایشان بر حوزه مطالعات ایرانی در ایالات متحده آمریکا انجامیده است، نیز باید توجه کرد.

همچنین مشاهده کنید

یک حرکت فریبنده در فرقه بهاییت

یک حرکت فریبنده در فرقه بهاییت بهاییان در یک حرکت خزنده و حالتی حق به ...