توماس آکویناس Thomas Aquinas

مسیحیت همانند دیگر ادیان تاریخ پر فراز و نشیبی را طی نموده است . در طول تاریخ مسیحیت ، گاهی این دین در اوج و فراز و گاهی هم در عوالم ننگ و عار رشد کرده ،در این بین گاهی دانشمندانی خبره را به دنیا معرفی کرده که پاسدار فرهنگ و هویت دینی خویش بوده اند.از این بین می توان به توماس آکویناس اشاره کرد.
توماس از آغاز تا انجام
توماس آکویناس به سال۱۲۲۵ در قلعه ای در قصر روکاسکا در جنوب ایتالیا چشم به جهان گشود.وی کوچک ترین پسر کنت لاندولف آکوئینوبود و در رگ هایش خونی مرکب از دو نژاد رومی و آلمانی در جریان بود.
اگر بخواهیم بر اساس لقبش که «گاو نر زبان بسته» است – ویل دورانت می گوید: دوستانش وی را گاو بزرگ زبان بسته سیسیل لقب داده بودند – حکم کنیم باید بگوییم که او نسبتا فربه بوده است.
آکویناس در پنج سالگی به صومعه سنت بندیکت در مونته کاسینو داخل شد در حالی که کشیش خانوادگی او امید بسیار داشت که توماس نیز روزی کشیش شود. با این وصف توماس در سال ۱۲۴۴ و در پایان دوران نوجوانی به فرقه دومینیکیان ، که همچنین به فرقه واعظان معروف بوده و در حال گسترش بودند ، روی آورد و تصمیم گرفت که به آنها بپیوندد.
اما پدر و مادرتوماس با این تصمیم او به شدت مخالف بودند. آنها آرزو داشتند که او یک بندیکتی و شاید سرانجام بزرگ راهب مونته کاسینو شود که یکی از معتبر ترین موقعیت ها در کلیسای قرون وسطی بود.
از این رو برادرانش وی را به مدت یک سال – یا دو سال – در یکی از قصر های خانوادگی زندانی کردند تا شاید وی را از چنین فکری منصرف سازند ،اما آکویناس به رغم مخالفت شدید خانواده ، راه خود را در پیش گرفت و سرانجام به یکی از متفکران برجسته دینی در قرون وسطی تبدیل شد.همچنان که از یکی از معلمانش نقل شده که «نعره این گاو در سراسر جهان شنیده خواهد شد».
توماس مطالعاتش را در سال ۱۲۴۸در پاریس و پیش از سفر به کولونی آغاز کرد و در سال ۱۲۵۲برای مطالعه الهیات دوباره به پاریس باز گشت و پس از چهار سال اجازه یافت تا به تدریس الهیات در دانشگاه های پاریس ،رم،ناپل،ویتربو و بولونیا بپردازد.او در دسامبر سال ۱۲۷۳ و پس از بیست سال تدریس اعلام کرد که دیگر قادر به نوشتن نیست.او- بنا به نقلی – پس از مکاشفه عرفانی ای که برایش رخ داد گفت :« به نظرم چنین می رسد که تمامی آنچه را تا کنون نوشته ام در قیاس با واردی که بر من نازل شد، شبیه پر کاهی است که هیچ ارزشی ندارد».
اما بنابه نظرعده ای دیگر محتمل است که دلیل این امر ،نوعی از کار افتادگی به سبب کار زیاد باشد. آکویناس پس از این مساله شروع به تفسیر یکی از متون عرفانی به نام غزل غزل ها کرد،اما دیری نپایید که در ۷ مارس ۱۲۷۴ درگذشت.

توماس درکلیسای قرن ۱۳

از زمان شارلمانی در قرن ۹ کلیسا توجه خاصی به ایجاد مدارسی برای آموزش جوانان کرده بود – علت این امر رشد روز افزون مسلمانان در زمینه علمی بود که زیر سایه اسلام وعمدتا با برپایی کلاس های درس در مسا جد صورت گرفته بود و کلیسا نیز با مشاهده این مساله از همین روش استفاده کرد – معلمان این مدارس به بحث از مسائل مختلف پرداختند ونه تنها کتاب های قدیم مثل وولگات و اعتقاد نامه ها و آثار ارسطو و افلاطون و….. را مطالعه کردند ،بلکه خود نیزشروع به تصنیف کتب جدید نمودند.
همین که آموزگاری در اثر انتشار نوشته هایش شهرتی حاصل می کرد، جوانان مشتاق علم از هر سو به مدرسه او روی می آوردند. مولود عقلانی این مدارس در قرون وسطی یک شیوه علمی بود که به حکمت مدرسی مشهور شد. حکمت مدرسی که در سال های ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ به اوج شکوفایی خود رسید ، بر توجیه عقلانی اعتقادات و باور های دینی و ارائه نظام مند این اعتقادات تاکید داشت.
در بطن این نهضت مدرسی نویسندگان بزرگ و معلمان والایی به ظهور رسیدند که سرآمد ایشان توماس اکویناس است.

آراء آکویناس

از میان مطالب کلیدی آکویناس در باب الهیات ،نکات زیر از اهمیت خاصی برخورداراست و شایسته است به طور خلاصه به آن اشاره شود :
۱- راههای پنج گانه اثبات وجود خدا
۲- پیوند میان ایمان و عقل
۳- اصل تمثیل که یک اصل الهیاتی در باب شناخت خدا بوسیله مخلوقات بدست می دهد.
گاو زبان بسته سیسل ،در خلاصه الهیات ، پنج راه اثبات خدا رابیان می کند که شالوده استدلال هایش در پی گیری سلسله علت ها تا سرمنشاء آن و یکی دانستن آن با خداست.
او در الهیات می گوید:« نخستین و بدیهی ترین راه را برهان حرکت است…. زیرا محال است چیزی از جهت واحد وبه شیوه واحدهم محرک باشد و هم متحرک ……از این رو باید به محرک اول پرداخت که همه می دانند خداست.
دومین راه از علت تامه می آید….امکان ندارد که چیزی علت خودش باشد….از این رو باید به اولین علت تامه اعتراف کنیم که همه آن را خدا می نامند.
راه سوم از امکان و وجوب وجود گرفته میشود…..باید به موجودی اعتراف کنیم که وجوبش در خودش است…این موجود را خدا می نامند.
چهارمین راه از تدرجی است که در اشیاء یافت می شود….باید چیزی باشد که علت همه خوبی ها وکمالات باشد.ما این چیز راخدا می نامیم.
پنجمین راه از نظم جهان گرفته می شود…موجودی با شعور وجود دارد که چیز های طبیعی را به سوی غایتشان هدایت می کند و ما این موجود را خدا می نامیم.»
در بحث عقل و ایمان آنسلم ،متاله بزرگ قرن ۱۱، معتقد بود که ایمان بر فهم مقدم است و می گفت :«ایمان بیاورتا بفهمی !».اما آکویناس در تحقیقات خود ثابت کرد که عقل غریزی و ایمان مراتب مختلف سرشتی هستند که متمم و مکمل یکدیگرند. از نظر او عقل فقط می تواند به حقایقی مانند وجود خدا ، مشیت الهی ومانند اینها دست یابد؛ اما به حقایقی مانند تجسم خدا ، تثلیث و مانند آن دسترسی ندارد وتنها از راه ایمان به وحی و کتاب مقدس می توان به آنها دست یافت!!
اساسی ترین اندیشه در باب سخن گفتن از خدا اصل تمثیل است . مثلا در جمله «خدا پدر ماست» آکویناس معتقد است که این را باید بدان معنا دانست که خدا از پاره ای جهات شبیه پدر بشری است و از دیگر جهات چنین نیست…
با این همه بسیاری از نظریات آکویناس رد شده و یا با تردید جدی مواجه شده اند مثل اینکه از یک طرف او می گوید هیچ چیز را که مورد قبول عقل نیست ، نمی توان به وسیله ایمان قبول کرد ،ولی در جای دیگر باورهایی مانند تثلیث و تجسم را با اینکه مخالف عقل است ، صرفا با ایمان می پذیرد، اما نباید از این نکته غافل شد که آکویناس سعی بسیاری برای عقلانی کردن تثلیث از خود بروز داد و نخستین کسی بود که تثلیث را با عقل همراه ساخت. در مورد راههای پنج گانه اثبات خدا نیز بعضی از منتقدان وی در قرون وسطی مثل دانز و آکمی انتقاداتی را وارد کرده اند.

آثار توماس
آکویناس آثار بسیاری به نگارش در آورده است و آثار او شامل تفاسیری بر کتاب مقدس ، مقالات فلسفی و الاهیاتی و تفاسیری بر آثار ارسطو می شوند؛ اما دو اثر از آثار ش از اهمیت زیادی برخوردارند :
۱- مجموعه ای علیه کفار: این کتاب برای پیروان مکتب های غیر مسیحی به نگارش در آمده و بر اساس فلسفه و عقل است و به کتب مقدس هنگامی استناد می کند که موضوع مورد بحث از پیش توسط عقل اثبات شده باشد.در همین راستا آکویناس خدا و صفات او را اثبات می کند و ثابت می کندکه هر کس که ارسطو و منطقش را می پذیرد باید به مسیح ایمان بیاورد ؛زیرامنطق ارسطویی و الهیات مسیحی به یک خانه دو طبقه شبیه است:فلسفه ارسطویی بنیان و طبقه نخست و الهیات مسیحی طبقه دوم آنرا می سازد.
۲-مدخل الهیات : او در این کتاب که مهم ترین اثرش محسوب می شود ، الهیات آگوستینی را با مفاهیم و اصطلاحات فلسفه ارسطویی بیان می کند.

کلیسا پس از آکویناس

تاثیرتوماس آکویناس بر تاریخ تفکر کلیسای کاتولیک را نباید دست کم گرفت.او با آراء منحصر به فرد خود توانست به خوبی در کلیسای کاتولیک جا باز کند. نفوذ و درخشندگی او در پیوند میان منطق و دین چنان بود که در قرن نوزدهم، هنگامی که کلیسای کاتولیک روم به دنبال پاسخ گویی به منتقدان جدید دین بود ، لئوی سیزدهم (وفات۱۹۰۴) احیای مطالعه آثار او را بهترین و موثرترین روشی دانست که الهیات کاتولیک به وسیله آن می تواند از عهده مسائل دنیای جدید بر آید.
از وی آثار مهمی بجای مانده که اکنون از بهترین تحریرات کلیسای کاتولیک روم می باشد.از جمله «کلیاتی در رد مشرکان» و «کلیات الهیات».
آکویناس دررساله اول ، براهین مهمی در تایید ایمان مسیحی به سود مبلغانی که در میان یهودیان مشغول تبلیغ بودند، و در رساله دوم ،تحقیقی مبسوط درباره ابعاد مهم الهیات مسیحی ارائه کرد.
هم اکنون از آکویناس به عنوان یکی از قدیسان کلیسای کاتولیک یاد می شود.

نویسنده: محمد صادق احمدی

همچنین مشاهده کنید

گناه اصلی

نویسنده: محمد ضیاء توحیدی