روح القدس در منابع اسلامی

نویسنده : محمد مهدی کاظمی

شخصیت شناسی

روح¬القدس مرکّب از دو واژه روح و قدس است. “القدس” اسم است نه مصدر، و اضافه روح به آن براى اختصاص می¬باشد یعنى روحی که از آلودگی¬ها و خطا و فراموشی و نا¬فرمانی، پاک است[۱].

مشهور آن است که مراد از روح¬القدس، جبرئیل برترین فرشته الهی است[۲]. چرا که خداوند, نازل ساختن قرآن بر قلب پیامبر را به روح¬القدس نسبت داده است: «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقّ»[۳] و در آیه دیگری همین امر را به جبرئیل منسوب داشته است: «قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ»[۴] و از این دو آیه استفاده می¬شود که روح¬القدس همان جبرئیل است.

برخی از محققان احتمال داده¬اند که شاید مراد از عقل اول که حکما قائل به آن بوده¬اند، همان روح¬القدس باشد[۵].

در علت نام¬گذاری جبرئیل به روح¬القدس نیز احتمالات متعددی بیان شده است:

برخی گفته¬اند که همان¬طور که روح بدن را زنده می¬کند جبرئیل با ادلّه و معجزاتى که همراه دارد، ادیان را زنده می¬سازد. برخی نیز احتمال داده¬اند که چون جنبه روحانیت جبرئیل غالب است از این¬رو او را روح خوانده¬اند و سائر ملائکه نیز اگر چه چنین‏اند ولی این امتیاز اسمى، از نظر شرافت براى جبرئیل است[۶].

در روایات اسلامی نیز از جبرئیل به روح¬القدس تعبیر شده است. در برخی از روایات نیز روح¬القدس به فرشته¬ای برتر و یا به روحی که پیامبران را تأیید می¬کند تفسیر شده است[۷].

البته این تعابیر منافاتی با یکدیگر ندارد، چرا که جبرئیل در عین حال که روح¬القدس است در انجام وظائف خود، دارای یاورانی است که ممکن است برخی از آن¬ها روحی باشد که پیامبران را تأیید می¬نماید که در برخی جهات نیز از سایر فرشتگان برتر باشد[۸]. لذا شاید اشاره روایات به روح¬القدس با توجه به این مجموعه باشد.

مأموریت¬های روح¬القدس

در منابع اسلامی مأموریت¬های متعددی برای روح¬القدس بیان شده است:

الف: مأموریت¬های روح¬القدس در برابر پیامبران

۱- نازل¬کردن وحی. نازل کردن وحی مهم¬ترین رسالت روح¬القدس بوده است[۹]. بنابراین پیامبران، تمام علومی را که از جانب خداوند بر بشر نازل می¬شود و به کمک آن نفوس آماده، به درجاتی از فضیلت نائل می¬گردد، از روح¬القدس استمداد می¬نمایند[۱۰].

۲- ارتباط با پیامبر اسلام و ائمه اطهار. در منابع اسلامی آمده است که پیامبر اسلام (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) و ائمه اطهار (علیهم‏السلام)، از پنج روح بهره¬مندند که در رأس آن¬ها روح¬القدس است که از غفلت و خواب به دور است[۱۱].

البته پیامبر اسلام از آن¬رو که ابتدای سلسله نزول و انتهای سلسله صعود است – چنان¬که فرمود: «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی»[۱۲]- جبرئیل نقش خدمت¬گذاری او را دارد نه این که مؤیَّد به تأیید وی باشد[۱۳].

بر اساس روایات، در زمان ظهور دولت حق، امام معصوم هم¬چون داود پیغمبر، بر اساس واقع و نه ظاهر، قضاوت می¬کند و اگر چیزی بر او پنهان شود، روح¬القدس آن را به امام اطلاع می¬دهد[۱۴]. هم¬چنین روح¬القدس، همواره همراه پیامبر و ائمه اطهار است[۱۵] و با آنان سخن می¬گوید[۱۶].

هم¬چنین از پیامبر نقل شده است که روح¬القدس بر قلب القاء می¬کند و به من خبر می¬دهد که هیچ انسانی نمی¬میرد، مگر این¬که روزیِ وی کامل شده باشد[۱۷].

پیامبر اکرم برخی از دستورات خود را به سخن روح¬القدس منسوب می¬ساخت. به عنوان نمونه، در واقعه صلح حدیبیّه، فرستاده او به میان مسلمانان آمد و ندا داد: روح¬القدس بر رسول خدا نازل شده و دستور بیعت داده است، بنابر این به نام خدا بیرون آیید و بیعت کنید[۱۸].

بر اساس برخی روایات، ملائکه و روح¬القدس شب قدر بر امام زمان نازل می¬شوند و اتفاقات سال آینده را بر ایشان عرضه می¬کنند[۱۹].

۳- تأیید حضرت عیسی. تأیید آن حضرت توسط روح‏القدس در تمام دوران حیات ایشان استمرار داشته است که در آیات زیر به آن تصریح شده است: «وَ آتَینا عیسَى ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُس»[۲۰]، «إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسَى ابْنَ مَرْیمَ اذْکُرْ نِعْمَتی‏ عَلَیکَ وَ عَلى‏ والِدَتِکَ إِذْ أَیدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً»[۲۱].

هم چنین قرار گرفتن حضرت عیسی در رحم مادرش مریم، توسط روح القدس صورت پذیرفت[۲۲].

و شاید به همین جهت است که قرآن کریم از حضرت عیسی تعبیر به «روحی از خدا»[۲۳] نموده است چرا که او از نطفه پدر آفریده نشد، بلکه این امر به دستور خدا و با دمیدن روح¬القدس صورت پذیرفت[۲۴].

مفسران, تأیید حضرت عیسی به وسیله روح¬القدس را، به معنای تقویت و نیرو بخشیدن به وی دانسته¬اند[۲۵]. چنان¬که تأیید مذکور، سبب سخن‏گفتن وی در گهواره با مردم بوده است و از این رو در آیه اخیر، جمله «تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ» بدون عطف به جمله قبل از آن «إذْ أَیدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ» وصل شده است و نشان¬گر این است که “تأیید روح¬القدس” و “سخن¬گفتن”، یک چیز است.

با توجه به این که همه انبیاء از طریق روح¬القدس و فرشته¬ی وحی، تأیید و یاری شده¬اند، سبب اینکه خداوند از میان تمام آنان، حضرت عیسی را به طور صریح با این ویژگی یاد می¬کند آن است که این تأیید درباره وی به صورت خاصّی بوده است. تمام معجزات حضرت عیسی از قبیل زنده¬کردن مردگان، آفرینش پرنده از راه دمیدن و شفادادن کوری مادرزاد و پیسی و خبر دادن از امور پنهانی، چیز¬هائی هستند که بر حیات تکیه داشته¬اند و بر گرفته از روح می¬باشند و از این¬رو به تأیید حضرت عیسی از سوی روح¬القدس تصریح شده است[۲۶].

هم¬چنین ممکن است تصریح یاد شده، اشاره به این جهت باشد که عیسی (علیه‏السلام) برای هدایت قومی بهانه¬جو فرستاده شده بود و از زمان ولادت تا صعودش به آسمان، طبق مشیّت الهی همواره با خطرات و مشکلات و بد اندیشی¬ها رو به رو بود و ولادتش نیز به سبکی خاص و از مادر (بدون داشتن پدر) انجام پذیرفت و گرنه همه پیامبران به ویژه برترین آن¬ها پیوسته مورد احترام و تکریم فرشته وحی بوده¬اند[۲۷].

تأیید یافتن به روح¬القدس یا سائر ملائکه در این عالم، نیاز به اتحاد و یا حلول با او ندارد بلکه همین‏مقدار که فیض الهی، توسط روح¬القدس به شخص برسد و او از آن بهره¬مند گردد این تأیید صورت پذیرفته است. و این عنایت الهی اختصاص به زمان خاصی نیز ندارد[۲۸].

ب: مأموریت روح¬القدس در برابر مؤمنان

بر اساس روایات و منابع تاریخی، شاعرانی که همواره در راه دفاع از اهل¬بیت گام بر می¬داشتند مورد تأیید روح¬القدس بوده-اند.

پیامبر اکرم (صلی¬الله¬علیه¬وآله) به حسان بن ثابت می¬فرماید: «اى حسان تا وقتى که از ما [اهل¬بیت] دفاع کنى، روح¬القدس همراه توست[۲۹] و او تو را یاری می¬رساند»[۳۰] و در جای دیگری می¬فرماید: «خدایا او را به روح¬القدس تأیید فرما»[۳۱].

همچنین دعبل خزاعی به محضر امام رضا (علیه¬السلام) می¬رسد و قصیده مشهور خود را برای آن حضرت می¬خواند. در انتهای قصیده خود، به ظهور امام دوازدهم اشاره می¬نماید که امام رضا به او می¬فرماید که این ابیات را روح¬القدس بر زبان تو جاری ساخت[۳۲].

________________________________________

[۱] قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۲۵۵

[۲] فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، تهران، انتشارات صدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۵۶

[۳] سوره نحل، آیه ۱۰۲

[۴] سوره بقره، آیه ۹۷

[۵] مجلسى، محمد تقى بن مقصود على اصفهانى‏، لوامع صاحبقرانی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۸

[۶] طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم۱۳۷۲ش، ج۱، ص۳۰۷

[۷] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ ق، ج۱۸، ص۲۵۴

[۸] موسوى سبزوارى، سید عبد الاعلی، مواهب الرحمن، بیروت، مؤسسه اهل البیت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۱۹۵

[۹] طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۱۱۹

[۱۰] موسوى سبزوارى، سید عبد الاعلی، پیشین، ج۱، ص۳۲۰

[۱۱] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۲۷۲ و ج۲، ص۲۸۲

[۱۲] مجلسی، محمد باقر، پیشین، ج۱، ص۹۷

[۱۳] موسوى سبزوارى، سید عبد الاعلی، پیشین، ج۱، ص۳۲۰

[۱۴] کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین، ج۱، ص۳۹۸

[۱۵] مجلسی، محمد باقر، پیشین، ج۱۸، ص۲۵۴ و ج۲۳، ص۱۹

[۱۶] پیشین، ج۲۵، ص۵۷

[۱۷] کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین، ج۵، ص۸۰ و ۸۳

[۱۸] البیهقی، احمد بن الحسین، دلائل النبوه، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۳۴

[۱۹] بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۷۱۵

[۲۰] سوره بقره، آیه ۸۷ و ۲۵۳

[۲۱] سوره مائده، آیه ۱۱۰

[۲۲] مجلسی، محمد باقر، پیشین ج۹۲، ص۴۰۴ و کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتاب فروشی محمد حسن علمی، ۱۳۳۶ ش، ج۶، ص۱۰۵

[۲۳] سوره نساء، آیه۱۷۱

[۲۴] موسوى سبزوارى، سید عبد الاعلی، پیشین، ج۱۰، ص۱۹۲

[۲۵] کاشانی، ملا فتح الله، پیشین، ج۱، ص۲۳۲

[۲۶] طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ ق، ج۲، ص۳۲۱

[۲۷] طبرسى، فضل بن حسن، پیشین، ج۱، ص۱۹۹

[۲۸] موسوى سبزوارى، سید عبد الاعلی، پیشین، ج۴، ص۱۸۸

[۲۹] کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین، ج۸، ص۱۰۲

[۳۰] المقریزی، تقى الدین أحمد بن على، إمتاع الاسماع، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول،۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۴۱

[۳۱] همان، ج۶، ص۱۷۳

[۳۲] محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۳۹۴

منبع:سایت پژوهشکده باقرالعلوم

همچنین مشاهده کنید

گناه اصلی

نویسنده: محمد ضیاء توحیدی