روح القدس

عنوان : روح القدس The Holy Spirit

نویسنده : محمد مهدی کاظمی

کلمات کلیدی : روح¬القدس، پنطیکاست، تثلیث، عیسی مسیح

منبع:سایت پژوهشکده باقرالعلوم

واژه‏شناسی

روح¬القدس مرکب از دو کلمه روح و القدس است. روح به معنای نسیم و باد است[۱] و قدس نیز به معنای برکت[۲] و پاکی[۳] می¬باشد.

نام¬گذاری او به “روح” به خاطر حیات¬بخشی او و “القدس” نیز به خاطر تقدیس¬بخشی وی به قلوب ایمان‏داران است[۴].

از دیگر نام¬های روح¬القدس، روح¬الله و روح مسیح است[۵].

کلمه عبری مربوط به روح (Ruach) واژه¬‏ای است که حدود چهارصد مرتبه در عهد قدیم آمده است[۶] که در بعضی موارد به باد[۷] و دم[۸] ترجمه شده است. بنا¬بر¬این اشاره عهد عتیق به دم خدا و یا طوفانی از جانب خدا[۹] نیز می¬تواند مربوط به کار روح خدا باشد.

بار معنایی این واژه عبری، چنان عمیق و غنی است که انتقال دقیق آن در زبان انگلیسی به هیچ وجه میسر نیست[۱۰].

روح¬القدس در عهد جدید به این نام¬ها خوانده شده است: تسلی¬دهنده، روح حکمت و ایمان، روح شجاعت، محبت و شادی[۱۱].

شخصیت شناسی

روح¬القدس اقنوم سوم از سه اقنوم «پدر، پسر، روح القدس» می¬باشد[۱۲]. در چارچوب ایمان مسیحی سخن از روح¬القدس پس از پدر و پسر است[۱۳].

نگاه مسیحیان به این سه اقنوم بر این اساس است که تثلیث واحد است و به معنای سه خدا نیست، بلکه خدای واحد در سه اقنوم است: «تثلیثی که از نظر جوهر، واحد است» (مصوبه شورای قسطنطنیه).

پس اقانیم ثلاثه در یک الوهیت سهیم نیستند، بلکه هر یک از آن¬ها به¬طور کامل خدا هستند: «پسر همان پدر و پدر همان پسر است و روح¬القدس همان پدر و پسر است؛ یعنی از نظر سرشت و طبیعت یک خدا هستند» (مصوبه شورای تولدو)[۱۴].

روح¬القدس شخصیتی الهی هم¬چون پدر و پسر دارد[۱۵]. لذا روح¬القدس را نباید فقط به عنوان یک تأثیر و یا یک قدرت تصور کنیم[۱۶]. او دارای صفات شخصی است زیرا که فکر می¬کند[۱۷] احساس دارد[۱۸] اراده دارد[۱۹] او توسط پدر فرستاده شده است تا ایمان¬داران را به مشارکت صمیمانه و پیروی از عیسی رهنمون سازد[۲۰].

غالباً عهد جدید، روح¬القدس را روح خدا می¬نامد. به نظر سنت مسیحی و کتاب¬های مقدس، روح¬القدس، مرادف جبرئیل یا فرشته‏ای از فرشتگان خدا و آفریده‏ای از آفریدگان او نیست. او در حقیقت خود خدا است که در قلوب مردم و جهان می¬زید و به عمل اشتغال دارد[۲۱].

الوهیت روح¬القدس

با پایان یافتن مباحثات مسیح شناختی کلیسای اولیه، پیامدهای تصمیماتی که در این ارتباط گرفته شده بود، موضوع بحث و بررسی محافل الاهیاتی قرار گرفت. در این دوران آموزه تثلیث به تدریج نشو و نما یافت. برابر بودن پدر و پسر در خلال مباحثات مسیح شناختی که سرانجام به شورای نیقیه ختم شد محرز گردید.

کلیسای اولیه در مورد روح¬القدس دچار سردرگمی بود. “مونتانوس” الاهیدان برجسته در قرن دوم میلادی درباره عملکرد روح¬القدس در زمان حاضر تأکید داشت[۲۲].

بحث درباره روح¬القدس نخستین بار به واسطه نظریات گروهی از نویسندگان پیش کشیده شد که به «مخالفان روح¬القدس» شهرت داشتند. آنان منکر شخصیت الهی روح¬القدس بودند[۲۳].

در مقابل، نویسندگانی هم¬چون آتاناسیوس و باسیلیوسِ اهل قیصریه، الوهیت روح¬القدس را تثبیت کردند[۲۴].

سابلیوس و پیروان او معتقد بودند که خدای واحد در تثلیث تجلی کرده است ولی ذاتاً دارای تثلیث نمی¬باشد. آن¬ها معتقد بودند که خدا به عنوان پدر خالق و قانون گذار می¬باشد و همان خدا به صورت پسر یعنی خدای مجسم، برای نجات انسان آمد و همان خدا به صورت روح¬القدس باعث نجات و تقدیس مؤمنین می¬گردد. لذا اینان به تثلیث ظاهری معتقدند و نه تثلیثی که ذاتاً در خدا وجود دارد[۲۵] لذا روح¬القدس موجود مستقلی نخواهد بود و تنها تجلّی خدا می¬باشد.

شخصی به نام “ماسدونیوس[۲۶]” که بین سالهای ۳۴۱ و ۳۶۰ اسقف کنستانتینوپل بود، تعلیم می داد که روح¬القدس یک خادم در سطح فرشتگان بود و مخلوقی تابع پدر و پسر است. این تعلیم نفی کننده الوهیت حقیقی روح¬القدس بود و به همان اندازه که تعلیم آریوس مقام مسیح را پایین می آورد، این تعلیم نیز مقام روح¬القدس را تنزل می داد.

درسال ۳۸۱ شورای کنستانتینوپل این عقاید را رد کرد. هنگامی که اعتقادنامه کنستانتینوپل که همان اعتقادنامه نیقیه امروزی است، در سال ۵۸۹ در سومین شورای تولدو قرائت می¬شد در کنار عبارت «روح القدس … صادر شده از پدر» عبارت «و از پسر» نیز اضافه شد تا رابطه روح¬القدس با پدر و پسر نشان داده شود. کلیساهای غرب از آن زمان به بعد بر الوهیت حقیقی روح القدس تأکید کرده و اعلام داشته¬اند که او با پدر و پسر مساوی است و مانند آنان ازلی و هم¬ذات با آنان است[۲۷].

در شورای نیقیه طرف¬داران تثلیث سرانجام توانستند این نظر را در عالم مسیحیت تثبیت کنند که روح¬القدس موجودی برابر با خدای پدر و پسر است و به این ترتیب، خدایی سه گانه خلق شد[۲۸].

پس از تثبیت نظریه تثلیث کلیسای شرق (ارتدکس) با کلیسای غرب در نحوه تمایز بین سه اقنوم اختلاف افتاد. کلیسای شرق معتقد بود که پسر و روح¬القدس هر دو مشتق و صادر از پدر هستند ولی کلیسای غرب، روح¬القدس را صادر از پدر و پسر می¬دانست[۲۹].

در زمینه تدوین و تکامل الاهیات روح¬القدس، “آگوستین” نقش بسیار مهمی را ایفا نموده است. او بر ماهیت متمایز روح-القدس تأکید دارد؛ با این حال روح¬القدس وجه اشتراک بین پدر و پسر است. پدر تنها پدرِ پسر است و پسر، تنها پسرِ پدر؛ امّا روح¬القدس هم روحِ پدر است، هم روح پسر؛ و این دو را در محبت پیوند می¬دهد.

وی تصدیق می¬کند که کتاب مقدس آشکارا نمی¬گوید که روح¬القدس محبت است، امّا از آن¬جا که خدا محبت است و روح¬القدس نیز خداست، نتیجه طبیعی این است که روح¬القدس محبّت است[۳۰].

بدین ترتیب الوهیت کامل روح¬القدس در الاهیات مسیحی با تأخیر نسبتاً طولانی، مورد پذیرش قرار گرفت.

وظائف روح القدس در عهد عتیق

۱- نقش فعّال در خلقت:

در کتاب مقدس آمده است: “روح خدا سطح آب¬ها را فرو گرفت”. همچنین روح¬القدس، خالق حیات هم هست. زمانی که خدا آدم را آفرید روح¬القدس بود که در او نفس حیات را دمید[۳۱] و روح¬القدس هم¬چنان مخلوقات خدا را حیات می¬بخشد[۳۲].

روح¬القدس منشأ تمام قوای منحصر به فرد انسان است؛ قوایی همچون عقل، مهارتِ جنگیدن و حکمت[۳۳].

بنابراین روح¬القدس وجود فعّال و حیات¬بخش خدا در میان موجودات است[۳۴].

۲- نقش فعّال در رساندن پیام خدا به قوم وی:

روح¬القدس قوم یهود را در بیابان تعلیم می¬داد[۳۵]. نویسندگان مزامیر اسرائیل با کمک روح خداوند سرود¬های خود را می-سراییدند[۳۶]. انبیاء نیز از روح خدا الهام می¬گرفتند و کلام او را بر قوم اعلام می¬کردند[۳۷].

۳- قوّت گرفتن رهبری قوم بنی اسرائیل توسط روح القدس

زمانی که موسی مطیعانه هفتاد نفر از مشایخ را برای رهبری قوم و کمک به خود انتخاب کرد، خدا از روحی که در موسی بود گرفته و بر آنان گذاشت[۳۸].

همین¬طور هنگامی¬که یوشع به عنوان جانشین موسی در مقام رهبری انتخاب شد، خدا نشان داد که او نیز صاحب روح (یعنی روح¬القدس) است[۳۹] همین روح بر جدعون[۴۰]، داود[۴۱] و زرُبابل[۴۲] قرار گرفت.

به این ترتیب در عهد عتیق در مهم¬ترین وضعیت¬هائی که نیاز به رهبری بود، حضور روح خدا آشکار بود.

وظائف روح¬القدس در عهد جدید

سخنانی نظیر «روح¬القدس از زبان داود، پیش گفت درباره‏ی یهودا»[۴۳] نشان می¬دهد که رسولان معتقد بودند که روح-القدس، نویسنده¬ی کتاب مقدس است[۴۴].

وظائف روح¬القدس در عهد جدید را می¬توان در سه محور مورد مطالعه قرار داد[۴۵]:

الف: وظائف روح القدس نسبت به عیسی:

۱- عیسی به وسیله روح القدس در رحم مریم قرار گفت[۴۶].

۲- به وسیله قدرت روح معجزه کرد[۴۷].

۳- به وسیله روح¬القدس بر ایمان¬داران آشکار می¬گردد[۴۸].

۴- توسط روح¬القدس از مردگان بر¬خاست[۴۹].

۵- توسط روح، جلال می¬یابد و روح برای بازگشت او دعا می¬کند[۵۰].

ب: وظائف روح¬القدس در ارتباط با کلیسا:

۱- کلیسا تولدیافته¬ی روح¬القدس است و روح¬القدس است که به کلیسا برای پیش¬برد اهدافش، نیرو می¬دهد[۵۱].

در کلیسا به عنوان هیکل خود، ساکن می¬شود و در آن حضور دارد[۵۲] و از طریق تجلّی آن¬را تقویت می¬کند و آن¬را در برابر اشتباه محافظت می¬کند[۵۳].

۲- با کلیسا صحبت می¬کند و آن¬را متحد می¬سازد[۵۴].

۳- در کلیسا محبت و دوستی ایجاد می¬کند[۵۵].

۴- دادن عطای شفا[۵۶] به کلیسا، تا سلامتی جسم را از طریق غیر طبیعی دوباره ایجاد کند[۵۷].

۵- تعیین اسقفان کلیسا.

اسقفی که به ریاست کلیسا انتخاب می¬شود ضروری است که در درون خود دعوتی از روح¬القدس احساس نماید و از بیرون نیز توسط رأی دموکراتیک کلیسا دعوت شود و توسّط رسولان به خدمت منصوب گردد[۵۸].

ج: وظائف روح¬القدس در برابر ایمان¬داران:

۱- کمک به ایمان¬داران در اعتقاد به پدر و پسر[۵۹].

از آن¬جا که انسان، محدود به عقل خود است نمی¬تواند خدا را درک کند[۶۰] لذا این روح¬القدس است که انسان را به سوی این مهم هدایت می¬کند[۶۱].

هم¬چنین به باور مسیحیان روح¬القدس با قلب بی¬ایمانان سخن می¬گوید تا آن¬ها را به سوی خدا بر¬گرداند[۶۲].

او روح جامعه مسیحیت را ارشاد می¬کند، تعلیم می¬دهد و راز¬¬های خدا را می¬گشاید[۶۳] و مسیحیانی که در کلیساها به گرد هم می¬آیند، را هدایت می¬کند[۶۴].

۲- آزاد کردن ایمان¬داران از گناه[۶۵].[۶۶]

یکی از مهم¬ترین وظائف روح¬القدس محکوم کردن گناه[۶۷] و کمک به ایمان¬داران در مقابله با طبیعت گناه¬آلود انسانی است[۶۸]. اعمال طبیعت گناه¬آلود، مواردی هم¬چون زنا، بت¬پرستی، نزاع و اختلاف، حسد و قتل، را شامل می¬شود[۶۹].

۳- بخشش عطایا.

پولس عطایای مختلفی را که روح¬القدس به ایمان داران می¬بخشد بیان کرده است[۷۰]. این عطایا هم¬چون بیان سخن حکیمانه[۷۱] و ایمان ما¬فوق¬طبیعی که سبب انجام معجزات و کار¬های خارق¬العاده است[۷۲].

۴- ساکن شدن در ایمان¬داران.

روح¬القدس علاوه بر بخشیدن تولّد تازه به ایمان¬داران، در آنان ساکن می¬گردد[۷۳].سکونت روح¬القدس به قدری اهمیت دارد که اگر کسی روح¬القدس را نداشته باشد به مسیح تعلق ندارد[۷۴].

۵- تولّد دوباره[۷۵].

تولد دوباره معادل با تولد فیزیکی نمی¬باشد، زیرا ارتباط خدا با ایمان¬دار یک ارتباط روحانی است[۷۶] لذا مقصود از این واژه تولّد روحانی است.

بدون تولّد دوباره، کسی نمی¬تواند حیات جاودانی و نجات را از راه عیسی مسیح، را دریافت کند[۷۷]. تولد دوباره حیات جاودانی از جانب خدا در قلب¬های ایمان¬داران گذاشته می¬شود[۷۸] و او فرزند خدا[۷۹] و شخص جدیدی[۸۰] می¬گردد. تولد تازه به آنانی داده می¬شود که از گناهان¬شان توبه کرده باشند[۸۱]. آنان که دوباره توسط روح¬القدس متولّد می¬گردند نمی¬توانند در زندگی خود گناه را به صورت یک عمل و عادت همیشگی بپذیرند[۸۲].

عطایای روح¬القدس به اختصار، پر شدن در روح¬القدس نامیده می¬شود؛ به طوری که پس از آن، دیگر انسان به اقتضای روح بشریِ خود رفتار نمی¬کند، بلکه با عنایات روح¬القدس است که در چار¬چوب محبت تصمیم می¬گیرد[۸۳].

تعمید در روح¬القدس

یکی از آموزه¬های اصلی در مسیحیت تعمید در روح¬القدس است[۸۴]. زیرا که در ابتدا یحیی به آب تعمید می‌داد اما (بر اساس سخنان عیسی مسیح) پس از مدتی این روح¬القدس است که تعمید دهنده خواهد بود[۸۵]. اناجیل، روح¬القدس را به شکل کبوتری ترسیم کرده¬اند که پس از غسل تعمید در رود اردن، بر عیسی فرود آمد و در او استقرار یافت[۸۶].

یکی از اهداف کلیدی مسیح در خدمت زمینی خود تعمید پیروانش در روح¬القدس بود[۸۷]. مسیحیان به استثنای تعداد اندکی، اعضای خود را به نام پدر، پسر و روح¬القدس تعمید می¬دهند[۸۸].

گلاسولالیا[۸۹] (لغت یونانی به معنای رمزی صحبت کردن)[۹۰] از جانب مسیحیان عهد جدید به عنوان نشانه¬ای خدادادی همراه با تعمید روح¬القدس در نظر گرفته می¬شد[۹۱].

در حقیقت سخن گفتن به زبان¬های مختلف، تجلّی ماوراء الطبیعه روح¬القدس است. برای مثال دمیدن روح موجب می¬گردد ایمان¬داران به زبان¬هائی سخن بگویند که هرگز نیاموخته¬اند[۹۲]. ممکن است زبان¬ها شامل سخن گفتن به زبان¬های انسانی[۹۳] یا به زبان¬های ناشناخته باشد[۹۴].

سخن گفتن به زبان¬ها به عنوان یکی از عطایای روح¬القدس نیز معرفی گردیده است[۹۵].

واقعه پنطیکاست (پنجاهه)

“عید پنجاهه” یکی از عید¬های اصلی در میان مسیحیان است که طیّ آن، «نزول روح¬القدس بر حواریون»، جشن گرفته می‌شود.

به باور مسیحیان، حضرت مسیح، دو روز پس از مصلوب شدن، از مرگ برخاست[۹۶]،‌ پس از این رویداد، عیسی مسیح تا روز چهلم رستاخیز خود به شاگردانش آموزش می‌داد و در چهلمین روز به آسمان عروج کرد.

عیسی مسیح پیش از عروج، به حواریون وعده داد تا برای ادامه راهنمایی آنان، روح‌القدس را به جای خود نزد آن¬ها بفرستد[۹۷].

بر این اساس، روح‌القدس ۱۰ روز پس از عروج حضرت مسیح، یعنی پنجاه روز پس از برخاستن مسیح از مرگ، بر حواریون نازل شد که این روز به عنوان عید پنجاهه، جشن گرفته می‌شود[۹۸].

 

 

________________________________________

[۱] احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، قم ایران، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه، چاپ اول۱۴۰۴، ج۲ص۴۵۴ و واسطی حنفی، محب الدین، تاج العروس، بیروت لبنان، دار الفکر چاپ اول ۱۴۱۴، ج۴ص۵۸

[۲] صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، بیروت لبنان، عالم الکتاب، چاپ اول۱۴۱۴، ج۵ص۲۸۴

[۳] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، بیروت لبنان، دار العلم للملایین، چاپ اول۱۴۱۰، ج۳ص۹۶۰

[۴] مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، تهران ایران، نشر اساطیر، چاپ اول۱۳۷۷، ص۴۲۴ و دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران ایران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ اول۱۳۷۳، ج۸ص۱۰۸۵۳

[۵] مستر هاکس، پیشین، ص۴۲۴ و دهخدا، علی اکبر، پیشین

[۶] حبیب صموئیل و دیگران، دائره المعارف الکتابیه، قاهره مصر، دار الثقافه، ص۱۴۱

[۷] پیشین

[۸] دائره المعارف کتاب مقدس، ترجمه بهرام محمدیان، تهران ایران، انتشارات روز نو، چاپ اول، ص۵۵۴

[۹] پیدایش ۷:۲ حزقیال ۳۷: ۹-۱۰، ۱۴

[۱۰] مک گراث، الیستر، در آمدی بر الاهیات مسیحی، مترجم عیسی دیباج، تهران ایران، کتاب روشن، چاپ اول ۱۳۸۵، ص۳۰۶

[۱۱] میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، قم ایران مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، ص۷۴-۷۵

[۱۲] مستر هاکس، پیشین، ص۴۲۴ و دهخدا، علی‏اکبر، پیشین

[۱۳] بسترس، کیرلّس سلیم و دیگران، جوهر المسیحیه و مفارقاتها، جونیه لبنان، المکتبه البولسیه، ۲۰۰۱، ص۴۱

[۱۴] Catechism of Catholic Churh London ; Oxford press. P.60

لودیی، عبدالسلام، اصول الایمان، اشتوتکارت آلمان، Call of Hope، چاپ دوم۲۰۰۴، ص۳۶

[۱۶] محمدیان، بهرام و دیگران، پیشین، ص۵۵۶

[۱۷] رومیان ۸: ۲۷

[۱۸] رومیان ۱۵:۳۰

[۱۹] اول قرنتیان۱۲: ۱۱

[۲۰] یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۸ و ۲۶

[۲۱] میشل، توماس، پیشین، ص۷۴

[۲۲] مک گراث، الیستر، پیشین، ص۳۰۹

[۲۳] پیشین، ص ۳۰۹-۳۱۰

[۲۴] پیشین، ص ۲۲

[۲۵] سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحت، قم کتاب طه ۱۳۸۲ش،ص۱۲۶و۱۲۷ و ویلکن، رابرت، خدای سه گانه در کتاب مقدس و ظهور راست کیشی، مترجم الیاس عارف زاده، هفت آسمان، ۱۳۸۱، سال چهارم، شماره چهاردهم، ص۹۰

[۲۶] یا “مکدونیوس”

[۲۷] کرنز، ارل، سرگذشت مسیحت در طول تاریخ، مترجم آرمان رشدی، انگلستان، نشر ایلام،ایلام ۲۰۰۸، ص۱۴۷

[۲۸] ویلسون، برایان، دین مسیح، ترجمه حسن افشار، تهران ایران، نشر مرکز، چاپ اول۱۳۸۱ش، ص۵۵ و الفرق و المذاهب المسیحیه منذ ظهور الاسالم حتی الیوم ص۲۴

[۲۹] مک‏گراث، الیستر، پیشین، ص۳۲۴و۳۲۵

[۳۰] پیشین، ص۳۱۲-۳۱۳

[۳۱] محمدیان، بهرام، پیشین، ص۵۵۴

[۳۲] ایوب۴:۳۳

[۳۳] حبیب صموئیل و دیگران، دائره المعارف الکتابیه، قاهره مصر، دار الثقافه، ص۱۴۳

[۳۴] میشل، توماس، پیشین، ص۷۶

[۳۵] نحمیا۲۰: ۹

[۳۶] دوم سموئیل ۲۳: ۲؛ اعمال۱: ۱۶-۲۰

[۳۷] اعداد۱۱: ۲۹

[۳۸] اعداد۱۱: ۱۲

[۳۹] اعداد۲۷: ۱۸

[۴۰] داوران۶: ۳۴

[۴۱] اول سموئیل۱۶: ۱۳

[۴۲] زکریا۴: ۶

[۴۳] اعمال۱: ۱۶

[۴۴] تیسن، هنری، الهیات مسیحی، مترجم ط. میکائیلیان، حیات ابدی، ص۲۴۰

[۴۵] روشن است که مطالب مذکور، ادعاهای مسیحیان است.

[۴۶] متی۱: ۱۸و ۲۰-۲۳؛لوقا ۱: ۳۴-۳۵

[۴۷] متی۱۲: ۲۸؛ لوقا۱۱: ۲۰؛ اعمال۱۰: ۳۸

[۴۸] یوحنا۱۶: ۱۳-۱۵

[۴۹] رومیان۱: ۳-۴؛۸: ۱۱

[۵۰] یوحنا۱۶: ۱۳-۱۴؛ مکاشفه۲۲:۱۷

[۵۱] الیسوعی، فاضل سیداروس و دیگران، معجم اللاهوت الکتابی، بیروت لبنان، دار المشرق، چاپ دوم، ص۳۹۰و ۳۹۱

[۵۲] ویور، مری جو، درآمدی به مسیحیت، مترجم حسن قنبری، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول ۱۳۸۱ش،ص۴۵۷

[۵۳] اول قرنتیان۳: ۱۶؛ افسسیان۲: ۲۲؛ اعمال ۴: ۳۰-۳۳؛ اول قرنتیان ۱۲: ۷-۱۳؛ دوم تیموتائوس ۱: ۱۴

[۵۴] مکاشفه ۲: ۷و ۱۱و ۱۷و ۲۷؛۳: ۶و ۱۳و۲۲؛ اول قرنتیان۱۲: ۱۳

[۵۵] دوم قرنتیان ۱۳: ۱۴؛ فلیپیان ۲: ۱

[۵۶] Encyclopedia Britannica, P.469

[۵۷] متی۴: ۲۳-۲۵؛ ۱۰: ۱؛ اعمال ۳: ۶-۸

[۵۸] کرنز، ارل، پیشین، ص۷۹

[۵۹] رومیان۸: ۱۴-۱۶؛ اول قرنتیان ۱۲: ۳

[۶۰] لودیی، عبدالسلام، پیشین، ص۳۷

[۶۱] اول قرنتیان ۲: ۱۱-۱۴

[۶۲] مک‏گراث، پیشین، ص۲۳۹

[۶۳] میشل، توماس، پیشین، ص۷۴

[۶۴] ویور، مری جو، درآمدی به مسیحیت، مترجم حسن قنبری، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول ۱۳۸۱ش،ص۴۶۰

[۶۵] Conviction of sin

[۶۶] رومیان ۸: ۲؛ افسسیان ۶: ۱۷

[۶۷]Sanders،John Oswald، The Holy Spirit and His Gifts. Inter-Varsity Press. chapter 5

[۶۸] محمدیان، بهرام و دیگران، پیشین، ص۵۶۷

[۶۹] پیشین، ص۵۶۷-۵۶۸

[۷۰] اول قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰

[۷۱] اعمال ۶: ۱۰؛ ۱۵: ۱۳-۲۲

[۷۲] محمدیان، بهرام و دیگران، پیشین، ص۵۷۳

[۷۳] مک گراث، الیستر، پیشین، ص۲۴۱

[۷۴] رومیان ۸: ۹

[۷۵] Bringing to conversion

[۷۶] یوحنا ۳: ۶

[۷۷] محمدیان، بهرام و دیگران، پیشین، ص۵۵۷

[۷۸] یوحنا ۳: ۱۶

[۷۹] یوحنا ۱: ۱۲

[۸۰] دوم قرنتیان ۵: ۱۷

[۸۱] متی ۳: ۲

[۸۲] اول یوحنا ۳: ۹

[۸۳] بسترس، کیرلّس سلیم و دیگران، پیشین، ص۵۶

[۸۴] محمدیان، بهرام و دیگران، پیشین، ص۵۶۰

[۸۵] اعمال ۱: ۴

[۸۶] میشل، توماس، پیشین، ص۷۴

[۸۷] متی ۳: ۱۱؛ مرقس۱: ۸؛ لوقا ۳: ۱۶

[۸۸] ویور، مری جو، پیشین، ص۴۸۲

[۸۹] Glossolalia

[۹۰] پیشین، ص۴۹۴

[۹۱] اعمال ۲: ۴؛ ۱۰: ۴۵-۴۷؛ ۱۹: ۶ و ویور، مری جو، پیشین، ص۴۹۴

[۹۲] اعمال۲: ۴

[۹۳] اعمال ۲: ۶

[۹۴] اول قرنتیان۱۳: ۱

[۹۵] اول قرنتیان ۱۲: ۴-۱۰

[۹۶] متی ۲۸: ۶؛ مرقس۱۶: ۱۹؛ یوحنا ۲۰: ۱-۹

[۹۷] یوحنا ۱۴: ۱۵-۱۶

[۹۸] Catholic Encyclopedia, Pentecost (Whitsunday)

 

ر

همچنین مشاهده کنید

گناه اصلی

عنوان: گناه اصلیOrigina sin نویسنده:محمد ضیاء توحیدی کلمات اصلی:گناه اولیه،گناه اصلی،گناه فطری،فدا،پولس،پلاگیوس منبع:سایت پژوهشکده باقرالعلوم ...