مقالات

یک بام و دو هوای وهابیت

 

تحلیل رفتار علمای سلفی در انقلاب‌های جهان عرب

سلفی‌های معاصر عموماً با‌ واسطه یا بی‌واسطه، شاگردان بن‌باز یا آلبانی هستند و مرجعیت دینی خود را عمدتاً با تأیید علمای سعودی گرفته‌اند. بنابراین چه در خصوص یمن، سوریه و بحرین و چه در مورد مصر و لیبی دغدغة‌ اصلی امنیت و ثبات عربستان سعودی است.
نوشتار حاضر با هدف ارائه تصویری مشخص از تفکر پیروان سلفیه نسبت به قیام بر ضد حاکمان، حاصل ارائه مقالة نگارنده در همایش «اسلام و سکولاریسم» است که توسط کانون اندیشه جوان در آذرماه ۱۳۹۰ در دانشگاه تهران برگزار گردید. در این نوشتار ابتدا تعریفی از مفهوم سلفیه و دوره‌های تاریخی آن ارائه شده است سپس ریشه‌های اعتقادی و سیاسی رفتار علمای سلفی در قبال قیام‌های مردمی در کشورهای عرب در سال ۱۴۳۲ق بررسی گردیده است.

مفهوم سلفیه و دوره‌های تاریخی آن

سَلفیه در لغت منسوب به سَلف است و سَلف (در مقابل خلف) به معنای پیشین و قبلی و نیز جد و نیاست. در اصطلاح، واژة «سلفیه» به مشربی گفته می‌شود که طرز فکر و عمل سه نسل صحابه، تابعان و تابعان آنها را حجت شرعی برای فهم دین و زندگی در عصر حاضر قلمداد می‌کند. معتقدان به این موضوع اعتقاد خود را به روایتی مستند می‌کنند که در آن پیامبر اکرم‌(ص) بهترین دوران‌ها (قرون) را دوران خویش و دو نسل پس از خود دانسته‌اند.

شکل‌گیری این اعتقاد در سه دورۀ تاریخی روی داد. دورۀ اول یا دوران متقدم از اواخر سدۀ سوم هجری قمری آغاز شد و بیشتر در میان پیروان احمد بن حنبل خود را نشان داد. به گمان آنها تمامی آرا و معتقداتشان دربارة مسئلة توحید (از جمله احکام قبور مسلمانان، و آیات مربوط به تأویل و تشبیه) از امام احمد بن‌ حنبل است؛ موضوعی که نزد برخی از فضلای مذهب حنبلی پذیرفته نیست.

دورۀ دوم یا دوران میانه با ظهور دو فقیه به نام‌های ابن‌تیمیه (۶۶۱-۷۲۸ق) و شاگردش ابن‌قیم الجوزی (۶۹۱ – ۷۵۱ق) آغاز شد. ابن‌تیمیه (مانند پدرش) از علمای حنبلی بود، هرچند که به تبعیت از مذهب فقهی احمد بن حنبل معتقد نبود. این افراد همراه حافظ ذهبی (۶۷۳-۷۴۸ق) و ابن کثیر (۷۰۱ـ۷۷۴ق‌) و ابن‌رجب (۷۹۵-۷۹۶ق‌) اثرگذارترین شخصیت‌ها بر حیات معاصر سلفیه بوده‌اند که به طور مشخص با ظهور محمد بن عبد‌الوهاب[۱] (۱۱۱۵-۱۲۰۶ق) در حجاز، دورة سوم سلفیه، شروع می‌شود.

به طور فشرده برخی از نکات مهم دربارة سلفیه عبارت‌اند از:

۱٫ دورة میانی سهم مهمی در تکوین جهت‌گیری اعتقادی و سیاسی سلفیه داشته است، به گونه‌ای که آثار ابن‌تیمیه، به‌ویژه کتاب «منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه و القدریه» او هم‌اینک از مراجع مهم دروس آموزش عقاید سلفی است که موضع آنها دربارة شیعه، صوفیه، مذاهب فقهی اهل سنت و جریان‌های سیاسی اجتماعی معاصر را شکل می‌دهد.

۲٫ چنان‌که گفته شد، مذهب حنبلی خاستگاه سلفیه است. با ‌این‌حال سلفی‌ها معتقدند که عمل به کتاب و سنت باید بر پایة فهم سلف (صحابه و دو نسل تابعان و نه یکی از مذاهب فقهی چهارگانه) باشد و چنین استدلال می‌کنند که آموزش کتاب و سنت آسان‌تر از آموزش آرا و اجتهادات متفاوت مذاهب گوناگون است. اما مشکل اصلی چنین برداشتی آن است که بسیاری از صحابه و تابعان پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) دیدگاه‌هایی متفاوت و گاه متضاد با هم داشته‌اند و حتی در مقابل یکدیگر شمشیر کشیده و با هم جنگیده‌اند و عمل خود را با عنوان «اجتهاد» توجیه دینی کرده‌اند.

مشایخ سلفیه در دوران معاصر

مشایخ اصلی سلفیه در روزگار حاضر بیشتر در سه حوزة اصلی شبه‌جزیرة عربستان، شمال افریقا و حوزة شام فعالیت کرده‌اند. بارزترین مشایخ آنها در شبه‌جزیرة عربستان عبدالعزیز بن‌باز و در حوزة شام محمد ناصرالدین آلبانی (۱۳۳۳-۱۴۲۰ق) بوده‌اند که این دو مهم‌ترین استادان سلفی‌های شمال آفریقا همچون ابی اسحاق الحوینی (آلبانی)، محمد حسان (بن‌باز و بن جبرین)، محمد حسین یعقوب (بن‌باز)، عبدالله شاکر الجنیدی، رئیس جماعت انصار سنت مصر (بن‌باز و محمد بن عثیمین) هستند.

می‌توان گفت سلفیه در شمال افریقا و به‌ویژه مصر پیوندی عمیق با سلفیه در حجاز و شام دارد؛ زیرا بسیاری از مشایخ آن پرورش‌یافتة مکاتب سلفی حجاز و شام‌اند و حتی برخی از سلفی‌های مصری، مانند عبد‌الرزاق بن عفیفی بن عطیه، در عین حالی که از سران جماعت انصار محمدی مصرند، عضو هیئت کبار علمای عربستان سعودی نیز هستند. این نکات ظریف باید در مطالعات راهبردی سلفیه در دوران معاصر لحاظ شوند.

همچنین باید توجه کرد که مشایخ اصلی سلفی، همانند عبدالعزیز بن‌باز در عربستان و محمد ناصرالدین آلبانی (۱۳۳۳- ۱۴۲۰ق) در اردن، معمولاً شاگردانی با ملیت‌هایی متفاوت داشته‌‌اند .

دسته‌بندی سلفیان

پیروان سلفیه را می‌توان به اشکال گوناگونی تقسیم‌بندی کرد؛ برای مثال در یک تقسیم‌بندی سلفیه به اصحاب نقل در برابر اصحاب عقل تقسیم می‌شوند. از پیروان گروه اول می‌توان به محمد حامد الفقی[۲] (۱۳۱۰-۱۳۷۸ق) اشاره کرد که کتاب «اثر الدعوه الوهابیه فی الاصلاح الدینی» را در دفاع از محمد بن عبدالوهاب نگاشته است. از پیروان اصحاب عقل نیز می‌توان به محمد عبده (۱۲۶۶-۱۳۲۳ق)، محمود شلتوت (۱۳۱۰-۱۳۸۳ق) و محمد غزالی (۱۳۳۴ – ۱۴۱۶ق) اشاره کرد که به جای نگاهی بسته به اسلام، راه و روشی تقریبی پیش گرفتند.

معمولاً دستة اول مخالفان تقریب مذاهب اسلامی‌اند برخلاف دستة دوم که حضوری چشمگیر در این عرصة داشته‌اند. نمونة بارزی از اختلافات میان این دو دسته را می‌توان در اختلاف‌نظرشان دربارة احادیث سحر پیامبر‌(ص)[۳] یافت. محمد عبده به صراحت اعلام می‌کند که هرچند این روایات در کتاب الصحیح بخاری (۱۹۴-۲۵۶ق) آمده‌اند، به دلیل مغایرتشان با قرآن مردودند. برخلاف اصحابِ نقل که همة روایات کتاب صحیح بخاری، از جمله روایات سحر‌النبی را می‌پذیرند، چنان که شیخ عبدالله الموصلی در پایگاه رسمی اینترنتی‌اش بر صحت روایات یادشده تأکید کرده است.

همچنین در تقسیم‌بندی دیگری سلفی‌ها به دو دستۀ سلفی‌های سنتی یا علمی، و سلفی‌های جهادی تقسیم می‌شوند. علمای شورای افتای عربستان سعودی مثال بارز سلفی‌های سنتی‌اند. که خروج بر حاکم مسلمان هرچند ظالم و فاسق را حرام می‌دانند، اما سلفی‌های جهادی به دنبال تغییر نظام حکومت و برپایی خلافت اسلامی‌اند که نمونة بارز آن القاعده با مثال عملی طالبان است.

آثاری چون «الفریضه الغائبه» اثر محمد عبدالسلام فرج و مجموعه آثار عمر عبدالرحمن روحانی، سلفی مصری،[۴] مانند «کلمه الحق» و «أصناف الحکام و أحکامهم»، منابع شکل‌دهندة سلفی‌های جهادی مصر به‌ویژه «تنظیم‌الجهاد» هستند که در پی کسب قدرت سیاسی بوده‌اند.

مواضع سیاسی سلفیة سنتی

رویکرد غالب سلفیه رویکرد سنتی و نقل‌گراست و آنها براساس آموزه‌های مکتب سلفیه از قیام علیه حاکمان ظالم عرب پرهیز کرده‌اند، چنان‌که نشریة سلفی «الفرقان» (کویتی) در بحبوحة قیام‌های مردمی جهان عرب علیه ظلم و فساد حاکمانشان «روش و شیوة مسلمین در برابر حاکم مسلمان را فرمانبرداری» دانسته و این حکم را به روایاتی از صحیحین همچون این روایت مستند کرده است: «شما را به تقوای الهی و شنیدن و اطاعت کامل از حاکم هر چند که برده‌ای باشد، وصیت می‌کنم. شما پس از من با اختلافات بسیاری مواجه خواهید شد. پس بر شما باد تمسک به سنت من و سنت خلفای راشد و هدایت‌یافتة پس از من و بدان چنگ زنید و حذر کنید از امور محدث در دین که هر بدعتی گمراهی است».

آنها از این روایت چنین استفاده می‌کنند که تظاهرات علیه حاکمان عرب بدعت است.

این روایت که «اطاعت من اطاعت از خداست و سرپیچی از من سرپیچی از خداست، و هرکس که حاکم را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر کس که از او سرپیچی کند، از من سرپیچی کرده است» سند دیگری است که بر اساس آن، این گروه از سلفیان اطاعت از «حاکم» را واجب دانسته‌اند.

در مجلة سلفی «الاصلاح» نیز، که در الجزایر منتشر می‌شود، شیخ محمد‌علی فرکوس (متولد ۱۳۷۴ق) استاد دانشکدة علوم اسلامی دانشگاه الجزایر، که فتاوی ضد شیعی او در میان سلفیۀ شمال افریقا معروف است، در فتوایی چنین نوشته است: «تظاهرات و راهپیمایی‌ و اعتصاب و تحصن نه از اعمال مسلمانان است و نه از وسایل امر به معروف و نهی از منکر به حساب می‌آید و نه اصولاً از دین اسلام است که شریعت آن را خداوند برای بندگانش مقرر فرموده است، بلکه تظاهرات و اعمالی از این دست غالباً موجب فتنه و مفاسد و زیان مانند ریختن خون و تخریب و هدر رفتن سرمایه‌ها و تعطیلی کارها و گسترش هرج و مرج و اختلاط زن و مرد و دیگر امور شر و فاسدی می‌شوند که فطرت سلیم از آن روی گردان است و اسلام از آن نهی کرده است».

فرکوس این دیدگاه را از فتاوی