مقالات

سوء استفاده از شعار یا صاحب الزمان ۱

منبع: ماهنامه انتظار موعود – شماره ۲۴

“یا صاحب الزمان” شعاری برای سوء استفاده و آشوب

ادعای ظهور امام می‌توانست زمینه‌ای برای تخلیه عقده‌های اجتماعی اقشار مستضعف و ناراضی از حکومت باشد، لذا در مقاطع حساس از آشوب‌ها، بابیه با شعار “یا صاحب الزمان” حرکت خود را آغاز می‌کرد.

در فضای به وجود آمده از تفکر اخباری‌گری موجود در حوزه‌های درسی مختلف، از جمله مکتب شیخیه در قرن دوازدهم قمری که با سلسله دروس شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی، پی‌گیری می‌شد، گروهی از کسانی که به نوعی با دروس و استادان شیخی مسلک مرتبط بودند، با یک برنامه‌ریزی حساب شده، در پی آن برآمدند که با استفاده از برخی احادیث یا اخبار ضعیف و جعلی و نیازمند به تحلیل و کار فقه الحدیثی، آموزه‌های مهدویت (شامل اصل مهدویت و مفاهیم قائم، انتظار، نیابت و …) و آموزه‌های مرتبط با امامت و ولایت (مانند جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، قیام، و تولی و تبری) را مورد سوء استفاده قرار دهند و به ایجاد یک تشکیلات سیاسی خاص بپردازند.

شرایط فشار اختناق داخلی دوران قاجار و تبعیض و فساد ساختاری حکومتی که باعث نارضایتی عمومی و یأس و درماندگی مردم شده بود نیز می‌توانست افکار عمومی را آماده پذیرش مباحث مهدوی کند. در چنین شرایطی، علی محمد شیرازی با تعدادی از یاران نزدیک خود، ادعای نیابت خاص و موعود و قائم بودن را برای خود مطرح کردند و با بهره‌گیری از سیستم خاص فرماندهی و جانشین‌های متوالی و تشکیل گروه‌های ترور و فشار، تلاش کردند علما را از صحنه سیاسی خارج کنند و خود را در قالب مقام برتر از عالمان در عرصه اجتماعی و در جایگاه گروه‌های مرجع جدید مطرح کنند.

همراهی و همکاری متقابل استعمار و بابیه و حمایت مالی، اطلاعاتی و سیاسی استعمار روس و بعد‌ها انگلیس می‌توانست در آغاز یا حداقل تداوم آن شورش و بدعت، کمک خوبی باشد. اساس برنامه ریزی سیاسی توسط سران بابی، تشکیل گروه‌های رهبری و عملیاتی بود که در پوشش عناوین و القاب مقدس، به عنوانواجب الاطاعه بودن افراد، مشارکت داوطلبانه و خود جوش پیروان انجام می‌شد.

تفکر انتظار رهبران و به اصطلاح مظهر‌های الهی و موعود‌های جدید که در آینده به طور مستمر می‌آمدند، پشتوانه فرهنگی خاصی بود که برای حفظ و انسجام تشکیلات بابی مؤثر و حیاتی بود؛ بنابراین اهداف سیاسی بابیه، آشوب و تشنج در حکومت و ترور شخصیتی علما و یا مسؤولان دلسوز حکومتی و سرانجام تشکیل حکومت بود. راهکار اصلی آن‌ها تحریک احساسات مذهبی و به کارگیری عقبه فرهنگی هزار ساله تشیع در کشور، در قالب تشکیلات نظامی متهورانه بود. پیامد‌های آن را می‌توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

۱٫ کشتار انسان‌های بی‌گناه، اعم از فریب خوردگان بابی و مسلمانان مقاوم برابر انحرافات بابیه؛

۲٫ نفوذ و ورود بیشتر استعمار روس و انگلیس در عرصه‌های اجتماعی و مذهبی مردم و دخالت آشکار به بهانه میانجیگری و ایجاد آرامش در مسائل داخلی ایران؛

۳٫ تشکیل فرقه کاملا سیاسی و ضد اسلامی و ضد شیعی بهائیت که در دراز مدت بتواند با تنها حکومت مبتنی بر آموزه مهدویت و ولایت فقیه در عصر غیبت به صورت پنهانی یا آشکارا مقابله کند. مطلب در خور تأمل آن است که بر اساس احکام و آموزه‌های بهائیت، دخالت در سیاست و حکومت، بر افراد و تشکیلات بهائی ممنوع است و اقدامات سیاسی باعث خروج آنها از بهائیت می‌شود[۱]

ولی همان طور که بابیه در پوشش اقدام مذهبی و تحت عنوان پیشگامان ظهور، حرکت سیاسی آشکاری انجام دادند، بهائیت هم امروزه با کمک رسانه‌های جدید و با کمک از وسایل ارتباطی نو، در قالب دفاع از به اصطلاح دین و آیین خود، به تخریب حکومت اسلامی می‌پردازد.[۲]

مؤسس بابیه

علی محمد شیرازی، فرزند میرزا رضای بزاز، مؤسس فرقه بابیه است؛ وی، اول محرم ۱۲۳۵ ق در شیراز به دنیا آمد.[۳] تحصیلات ابتدایی را در شیراز طی کرد و نزد شیخ عابد از شاگردان سران شیخیه (شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی) درس خواند.[۴] وی پنج سال در بوشهر به تجارت پرداخت. پس از آن، به عراق رفت و در درس سید کاظم رشتی شرکت کرد و مورد توجه استاد خود قرار گرفت. پس از بازگشت، به ریاضت در هوای بسیار گرم بوشهر پرداخت.

او، پس از مرگ سید کاظم رشتی در سال ۱۲۵۹ ق، چهل روز با عده‌ای از یاران خود در کوفه اعتکاف کردند و بعد خبر دادند که وی (علی محمد شیرازی) به عنوان جانشین و رکن رابع[۵] انتخاب شد.[۶] در سال ۱۲۶۰ ق باب (امام زمان) بودن خویش را ادعا کرد. البته ادعاهای ذکر بودن، مهدویت و رسالت را نیز در سال‌های بعد مطرح کرد.[۷] پس از مخالفت علما و مناظره با وی، تنبیه شد و توبه کرده، توبه نامه‌ای خطاب به حاکم قاجار نوشت؛[۸] ولی همان گونه که گفته شد، باز به ادعاهای دیگر پرداخت و یاران وی در مازندران، زنجان، بدشت و … شورش‌هایی ترتیب دادند.[۹] سرانجام علما به قتل وی فتوا دادند و به دستور امیر کبیر در تبریز اعدام شد.[۱۰]

پس از وی، یحیی صبح ازل طبق وصیت او به جانشینی رسید؛ اما پس از چند سال، میرزا حسینعلی برادر کوچک صبح ازل با حمایت استعمار، فرقه جدید بهائیت را تشکیل داد و پس از وی نیز عباس افندی، پسر ارشد او و سپس شوقی افندی نوه دختری میرزا حسینعلی به رهبری رسیدند. پس از آن، تشکیلاتی به نام بیت العدل در فلسطین اشغالی، امور بهائیان را کنترل و هدایت می‌کند. از همان آغاز، انگلیس، روسیه[۱۱]و سپس آمریکا از بهائیت دفاع کردند؛ آمریکا برابر جمهوری اسلامی از آن‌ها حمایت خاص انجام داد.[۱۲]

محول اول: اهداف و راه کارهای عناصر داخلی

۱٫ اهداف و انگیزه‌های عناصر داخلی در بابیه

در هر حرکت سیاسی ـ اجتماعی، انگیزه‌ها و اغراض افراد اصلی یا سران و حتی عموم پیروان آن حرکت، در عملکرد و شیوه‌های تشکیلاتی آن، تأثیر فراوان دارد. در مباحث سیاسی نیز هنگامی که علل وفاداری مردم به یک حاکمیت یا نظام را می‌شمارند، انواع وفاداری به شخص، وفاداری به اصل نظام یا وفاداری به نوع نظام و ایدئولوژی آن نظام عنوان می‌شود؛ از یک منظر، حرکت بابیه را می‌توان جنبش اعتراض آمیز برابر استبداد داخلی ایران در زمان قاجار و ظلم و تعدی اقتصادی حال از نظام فئودالیته، دانست[۱۳]، یعنی انگیزه وفاداران یا همراهان این جنبش، اقتصادی، اجتماعی بوده است. ولی به طور کلی چند مورد از اهداف داخلی را می‌توان ذکر نمود:

۱-۱٫ جلب مشارکت عمومی با تحریک احساسات

شعار ظهور امام زمان و پایان دوران استبداد و تجاوز و رسیدن دوران گشایش و رسیدگی به محرومان در شرایط خاص مذکور می‌توانست بُرد زیادی داشته باشد؛ لذا در مقاطع حساس از آشوب‌ها و درگیری‌ها، بابیه با شعار «یا صاحب الزمان» حرکت خود را شروع می‌کردند. برای نمونه در گزارشی که مأموران مخفی امیر کبیر از جلسه بابیه می‌آوردند، بیان شده است که بابی‌ها قصد دارند، جمعه به مسجد شاه چراغ بریزند و میرزا ابوالقاسم امام جمعه را به قتل رسانده، پس از آن، با فریاد «یا صاحب الزمان» به ارگ سلطنتی بریزند و فسادی به پا کنند و به شاهنشاه و اتابک اعظم سوء ادبی کنند.[۱۴]

همین گزارش و وقایع مهم قلعه طبرسی، شورش زنجان، واقعه بدشت، … و حتی جریان اعدام علی محمد باب نشان می‌دهد در شرایط بحران‌زده جامعه از لحاظ سیاسی و اقتصادی، جامعه‌ای ناراضی و آماده تحول و انقلاب وجود دارد که یک عقیده قوی و پرظرفیت مثل انتظار ظهور هم می‌تواند آن شعله را برافروخته‌تر کند؛ لذا ادعای ظهور امام می‌توانست زمینه‌ای برای تخلیه عقده‌های اجتماعی اقشار مستضعف و ناراضی از حکومت باشد.

بر اساس کتب مربوط به این حوادث (مانندفتنه باب اثر اعتضاد السلطنه)، مردم ظرفیت پذیرش امور غیبی یا دست غیبی نجات را داشته‌اند، لذا در بسیاری از این وقایع، صحبت از امدادهای غیبی می‌شود؛ مانند ادعای وقوع معجزات در قلعه طبرسی یا شکست ناپذیری در وقایع زنجان و نیز فریب خوردن گروهی از مردم در جریان فرار اولیه علی محمد از چوبه دار و تصور غایب شدن او یا به آسمان رفتن وی. این تصورات، در حالی صورت می‌گرفت که مردم با اطلاع از توبه علی محمد باب و جریان مناظرات و اثبات ضعف علمی سران بابیه، به انحراف و بطلان این جریان پی برده بودند؛ ولی باز هم شرایط خاص باعث می‌شد زمینه بازگشت به آن تصورات فراهم شود.

هر چند به دلیل تلاش فراوان علمای آن عصر و نیز امرای شایسته چون امیر کبیر، این اغراض و تصورات، توفیق چندانی نیافت، اما به هر حال، ظرفیت یک آشوب عمومی در این ادعا وجود داشت.

۱ـ